كشف كودتاي عناصر ضد انقلاب براي براندازي جمهوري اسلامي ايران (1361 ش) كشف كودتاي عناصر ضد انقلاب براي براندازي جمهوري اسلامي ايران (1361 ش)

كشف كودتاي عناصر ضد انقلاب براي براندازي جمهوري اسلامي ايران (1361 ش) كشف كودتاي عناصر ضد انقلاب براي براندازي جمهوري اسلامي ايران (1361 ش)...
rasekhoon.net ۱۳۶۱/۰۱/۲۲ تاریخ

کلیدواژه ها:#Rasekhoon.net، #آبان، #آزادی، #آیت_الله، #ارتباط، #ارتش، #اردبیلی، #اردشیر، #اردشیر_زاهدی، #اسفند، #اسلامی، #اشغال، #اعتبار، #اعتراض، #اعتراضات، #افکار، #الله، #امام، #امام_خمینی، #انتخابات، #انتخابات_ریاست_جمهوری، #انقلاب، #انقلاب_اسلامی، #انقلاب_ایران، #انگلیسی، #ایالات_متحده، #ایالات_متحده_امریکا، #ایران، #ایرانی، #ایل، #ایمان، #باب، #بازار، #بازرگان، #بهمن، #بیرونی، #تاریخ، #ترور، #تقویم، #تلویزیون_ملی، #تلویزیون_ملی_ایران، #تهران، #تومان، #توپخانه، #جماران، #جمهوری_اسلامی، #جمهوری_اسلامی_ایران، #جهانی، #حجت_الاسلام، #حضرت، #حکومت، #خانه، #خبر، #خبرآنلاین، #خمینی، #دادستان، #دادستان_کل، #دارالفنون، #دولت، #رادیو، #رادیو_تلویزیون_ملی_ایران، #روحانی، #روزنامه_کیهان، #زاهدی، #زندان_اوین، #سانسور، #ساواک، #سخنگوی_دولت، #سفارت_ایران، #سپاه، #سپاه_پاسداران، #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی، #شاه، #شریعتمداری، #شعار، #شهریور، #شورای_انقلاب، #صادق_قطب_زاده، #صادق_قطب‌زاده، #صدا_و_سیما، #طراحی، #عباسی، #عراق، #فرانسه، #فروردین، #قالب، #قانون_اساسی، #قانونی، #قطب_زاده، #قطب‌زاده، #قم، #لبنان، #مجاهدین، #مجاهدین_خلق، #مجلس، #محمد_محمدی، #محمدرضا_شاه، #مدرسه، #مدرسه_دارالفنون، #مرداد، #مردم، #مصدق، #مقدس، #ملت، #مهدی_بازرگان، #مهدی_مهدوی، #موسوی، #موسی، #نجف، #نظامی، #نماینده_مجلس، #واشنگتن، #وزیر، #وزیر_خارجه، #پاریس، #پاسداران، #پهلوی، #پیشین، #کارول_جروم، #کانادا، #کشف، #کودتا، #کودتای_28_مرداد، #کودتای_۲۸_مرداد، #کیهان

تقویم تاریخ: كشف كودتای عناصر ضد انقلاب برای براندازی جمهوری اسلامی ایران (1361 ش)
آیت الله ری شهری رئیس دادگاه انقلاب اسلامی ارتش در اطلاعیه ای از دستگیری عوامل اصلی توطئه ترور امام خمینی و کودتا در کشور خبر داد.
با پیگیری دادستانی انقلاب ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک توطئه جاهلانه براندازی و تلاش مذبوحانه کشف و عوامل اصلی آن که صادق قطب زاده یکی از افراد فعال آن ها بود دستگیر شدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی ، عناصر خود فروخته ضد انقلاب داخلی با هدایت و پشتیبانی دشمنان نظام اسلامی ، درصدد توطئه برای سرنگونی این حكومت مقدس برآمدند. در این میان نیروهای جان بركف جمهوری اسلامی جریان توطئه‏ای كه قصد براندازی جمهوری اسلامی را داشت كشف نمود و با تهیه مدارك كافی از جمله نوار مكالمات سران توطئه و شناسایی كامل شبكه كودتا ، در فرصت مناسب ، اعضای اصلی و مؤثر این عملیات را دستگیر كردند. طراحان این كودتا در نظر داشتند ابتدا مسؤولان طراز اول نظام را از میان برداشته و سپس ریاكارانه به عنوان خونخواهی آنان ، با كمك نیروهای بیگانه ، سایر ارگان‏ها و نهادهای انقلابی را مورد تصفیه خونین قرار داده و حكومت جمهوری اسلامی را تصاحب كنند.
http://www.farhangnews.ir/content/70435
توطئه ی فروردین 1361 تحت عنوان کودتای قطب زاده- شریعتمداری یکی از نقشه های شومی بود که با هدف سرنگون کردن جمهوری اسلامی توسط خائنین طراحی شده و مورد حمایت بیگانگان قرار داشت. طراح و مجری این کودتا کسی نبود جز صادق قطب زاده که در سال های آغازین پیروزی انقلاب توانست تصدی پست های حساس و کلیدی کشور را به دست گیرد.

قطب زاده که بود؟
صادق قطب زاده متولد اسفند ماه 1314 در تهران بود . وی فعالیت های سیاسی خود را از دوران نوجوانی آغاز کرد و پس از کودتای 28 مرداد به جبهه ی ملی پیوست. قطب زاده همزمان با تحصیل در دانشگاهی در آمریکا به فعالیت های سیاسی می پرداخت و در جریان تبعید امام خمینی(ره) بارها راهی نجف شد و با ایشان دیدار کرد. قطب زاده پس از پیروزی انقلاب به سمت سرپرستی رادیو و تلویزیون منصوب شد . مدیریت او بر این سازمان با نارضایتی هایی همراه بود. او همزمان با مدیریت رادیو و تلویزیون عهده دار وزارت خارجه شد.

موضع گیری برضد نظام
قطب زاده اواخر سال 1358 رسماً کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد پس از برگزاری انتخابات در رده ی هفتم قرار گرفت . او با از دست دادن تدریجی مناصب و پست های حساسی که داشت به مرور خط و مشی و افکار سیاسی اش را نیز تغییر داد . خانه نشین شدن قطب زاده وی را به توطئه گری و انحراف از مسیر انقلاب سوق داد. نکته ی جالب توجه این جاست که قطب زاده ادعا می کرد انقلاب از مسیر اصلی خود منحرف شده و باید برای بازگرداندن آن به اهداف واقعی اقدام کرد.
در آن زمان بود که وی شروع به برقراری ارتباط با برخی نظامیان ، روحانیان مخالف و کشورهای بیگانه کرد.یکی از مهمترین افرادی که قطب زاده در جریان طراحی کودتا به برقراری ارتباط با او مبادرت ورزید آیت الله شریعتمداری بود که در آن زمان از مراجع تقلید به شمار می رفت و طی روندی تدریجی با چرخش از اهداف واقعی انقلاب به ایجاد رابطه با گروهک های ضد انقلابی همچون مجاهدین خلق و عناصر لیبرال اقدام کرده بود.

از طراحی تا کشف کودتا
این کودتا نیز مانند سایر توطئه هایی که پس از انقلاب با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی طراحی شده بود از حمایت خارجی بی نصیب نماند و قرار بود توسط یکی از عناصر بیگانه به نام ایل آلون حمایت های مالی گسترده ای برای تهیه ی اسلحه و اطلاعات لازم در اختیار قطب زاده قرار گیرد . نقشه ی توطئه بسیار خشونت بار بود و طبق توافقات صورت گرفته هدف آن از بین بردن تمامی سران حکومت از جمله امام خمینی بود.
طبق بررسی های صورت گرفته قرار بود عناصر کودتا با استقرار در خانه ای نزدیک منزل امام با ایجاد انفجار گسترده ای نقشه ی خود را عملی کنند. طرحی که قبل از اجرا فاش شد و با دستگیری و اعتراف قطب زاده در فروردین 1361 عقیم ماند.

حدود یک سال و نیم پیش از آن تاریخ قطب زاده با گرد آوری تعدادی از نظامیان و روحانیان مخالف اقدام به فعالیت های مشکوکی می کرد و هر از گاهی از گوشه و کنار خبر هایی مبنی بر اقدامات غیر قانونی قطب زاده و اطرافیانش به گوش می رسید. اطلاعاتی که به مرور نشان داد اعمال قطب زاده و اطرافیانش تنها یک اختلاف نظر ساده نیست و او درحال چیدن مهره های مخالف در کنار یکدیگر و برقراری ارتباط با عناصر خارجی است .
علاوه بر این در داخل قطب زاده با هدف کسب تایید از تعدادی روحانی نما ودر راٌس آنان آیت الله شریعتمداری می خواست به اقدامات خود مشروعیت ببخشد. با آشکار شدن تمامی ابعاد اقدامات خائنانه ی قطب زاده و اطرافیانش سرانجام وی به همراه عده ای دستگیر شد و با اتهامات سنگینی همچون رهبری گروه جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ، اعزام نمایندگانی به خارج از کشور جهت گرفتن پول و اطلاعات برای براندازی و تهیه ی طرح وبه عهده گرفتن رهبری عملیات تسخیر مراکز سپاه ، کمیته ها و رادیو تلویزیون به عنوان مصداق مفسد محاکمه و به اعدام محکوم شد . این حکم در 24 شهریور ماه 1361 اجرا شد . همچنین جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم در جلسه ای عدم صلاحیت شریعتمداری برای مرجعیت مسلمین را تصویب کرد .به این ترتیب کودتای ننگین و نافرجام قطب زاده- شریعتمداری همچون سایر توطئه ها خنثی شد.
http://www.entekhab.ir/fa/news/56776/%D9%85%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%82%D8%B7%D8%A8%E2%80%8B%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%87
خبرآنلاین بخشی از کتاب را که مربوط به متن مصاحبه‌ صادق قطب‌زاده بعد از دستگیری است و از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید ، برای کاربران گرامی خود منتشر می کند ، این متن در تاریخ 2/1/1361 در روزنامه کیهان منتشر شده است:
شما ضمن معرفی خود ، علت دستگیری‌تان را بیان کنید.
- من صادق قطب‌زاده هستم و علت دستگیری من در رابطه با برنامه‌ای بود که به نام برنامه‌ی براندازیست که من سعی می‌کنم همین برنامه را و انگیزه‌هایش را [با] جمع‌بندی که فعلاً به آن رسیدیم ، یکی پس از دیگری عنوان کنم.
از مدتی قبل ، حدود 3 ماه قبل ، از یک سازمان افسری با من تماس گرفتند و بحث و گفتگویی پیرامون تحلیل ما از مسائلی که فعلاً در کشور ما می‌گذرد ، شد. در این تحلیل من یک مقدار نقطه‌نظرهایی داشتم و آن‌ها هم به هم‌چنین. بعد از قبول نقطه‌نظرهای من و چارچوبی که باید در آن باشیم ، بحث و گفتگو راجع به قصد براندازی حکومت و نه نظام جمهوری شد که در اطراف بیت امام چه می‌توان کرد و بر اساس این ، بحث اول آن‌ها صحبت از محاصره بود و آن‌ها درباره‌ی محاصره نقشه‌ای می‌خواستند. من این نقشه را توسط یکی از دوستان که تهیه شده بود به آن‌ها دادم. یک نقشه‌ عادی بود. آن‌ها گفتند که این نقشه به نظر ما درست نمی‌آید و بنابراین لازم است که ما از نزدیک برویم و آن‌جا را ببینیم. آن‌ها رفتند و من یکی از دوستانی که در آن‌جا منزلی بغل منزل امام داشت. معرفی کردم و این‌ها رفتند و آن منزل را دیدند. در مراجعت وقتی نشستیم ، صحبت کردیم ، گفتند که این منزل محل بسیار مناسبی است برای انفجار. گفتند خیلی خوب انفجار چه و بحث راجع به انفجار و محل صورت گرفت. چگونه و چه نوع. هفته‌ بعد آن [کسی] که ، دو هفته قبل از دستیگری من بود آمدند و گفتند که سازمان ما تصمیم گرفته که آن‌جا را از دو طریق بکوبد: یکی با توپخانه ، یکی هم احیاناً با انفجار از داخل آن منزل.
هدف چه بود؟
- هدف از بین بردن همه‌ سران حکومت من جمله امام. من در بدو امر دو نوع حالت روانی در برخورد با قضیه داشتم. یکی مسأله‌ آری یا نه. منتها متأسفانه در وهله‌ اول من گفتم خیلی خوب این مسأله را بررسی کنیم و ببینیم که چکار می‌شود کرد و « نه » نگفتم. آن‌ها رفتند و نقشه را بررسی کردند و هفته‌ بعد آمدند و گفتند که ما فکر کردیم که هم نقشه‌ کوبیدن آن‌جا باشد و هم به حالت خونخواهی امام ، بقیه کارها را انجام بدهیم و مردم هم در این باره بیایند و در واقع گیج بشوند که به کدام سمت بروند و قرار شد که آن‌ها بروند و تمام این نقشه را مورد مطالعه قرار بدهند و چند روز قبل از اجرای نقشه ، تصمیم‌نهایی در این زمینه گرفته شود. فی الواقع ، من از این که با این نقشه در اول آن مخالفت نکردم از لحاظ روحی خودم ناراحت بودم و تصمیم داشتم که در جلسه‌ نهایی که صحبت است ، مطلقاً با کوبیدن جماران و منزل امام به اعتبار عاطفی خودم نسبت به امام ، جلوگیری بکنم؛ ولی البته [با] بقیه‌ نقشه مثل گرفتن مراکز سپاه ، کمیته ، رادیو تلویزیون ، محاصره‌ جماران ، من کاملاً موافق بودم.
این نقشه‌ای بود که در واقع انجام شد و عملی شد ، یعنی تا آن مرحله ، ولی همین طور که عرض کردم به تصویب نهایی نرسید و ما هم در واقع قبل از آن که اصلاً ماجرا به صورتی دربیاید دستگیر شدیم.
چگونه می‌خواستید مواد منفجره را به جماران ببرید؟
- صحبت از این شد که می‌شود مواد منفجره را برد. صحبت از این بود که توسط مصالح ساختمانی که به آن‌جا می‌رود [برده شود] این آقایی که یکی از این افسرهاست گفت: من متعهد می‌شوم که از طریق مصالح ساختمانی ، مواد منفجره را به داخل منزل ببرم ، ولی خود او هم بعد از مدتی اصولاً به این نتیجه رسیده بود که فقط راهش کوبیدن از دور است و از نزدیک امکاناتش بسیار ضعیف است.

در این رابطه آیا قرار بود اسلحه‌ای هم از خارج آورده بشود؟
- نخیر ، در این رابطه ابداً به این صورت نبود ، به دلیل این که بین طرح این مسأله و اجرایش بیشتر از حداکثر دو هفته نبود؛ بنابراین امکان این‌که اسلحه از جایی بخواهد وارد بشود ، بر این منظور نبود.

پس در رابطه با چه بود؟
- این‌ها مدتی قبل گفته بودند به من ، اولاً اسلحه و مهمات ، همه نوع چیز دارند خودشان و احتیاجی ندارند ، ولی مدتی قبل ، در حدود مثلاً یک ماه و خورده‌ای قبل ، سؤال کردند از من که ، یعنی یک لیست کوچکی را به من دادند. تعداد اسلحه محدودی ، که ما این‌ها ار می‌خواهیم. من هم گفتم سعی می‌کنم آن‌ها را تهیه بکنم و این‌ها را فرستادم برای خارج از کشور ، ولی عملاً امکان تهیه‌اش به علت نبودن پول نبود.

با چه کسی تماس گرفتند و در خارج از کشور قرار بود چه کسی هماهنگ بکند؟
- مسأله‌ رابطه با خارج از کشور ، خودش یک بحث دیگریست.
آن بحث را خواهیم کرد منتها در این رابطه‌ مشخص ، این هماهنگی و ارتباط با اسلحه در خارج با چه نیرویی قرار بود انجام بشود و شما از کی خواستید؟
- من فقط به یکی از دوستانم آقای بیلران ، لیست را فرستادم و گفتم آیا می‌شود این‌ها را تهیه کرد و او گفت: اگر پول باشد امکان تهیه‌اش ، توسط دلال‌ها هست که اصلاً پولی نبود و اصلاً تهیه هم نشد.

در این طرحی که در ذهن شما بود ، چگونه ممکن بود شخص امام سالم بماند و دیگران در طرح انفجار از بین بروند؟
- بله ، مسأله در همین بود که عرض کردم چون بحث انفجار در آن‌جا در آخر سرش ، به صورت کوبیدن آن‌جا بود. مسأله‌ جان امام در [خطر] بود من به اعتبار عاطفی خودم حاضر نبودم که زیربارش بروم و تصمیم داشتم مخالفت کنم.

شما چه مقدار پول در اختیار این گروه قرار دادید؟
- والله من در بازجویی‌هایم مفصل به منابعی مالیم باشند ، گفتم من در مجموع دو میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان در اختیار این گروه گذاشتم و پانصد هزار تومان در اختیار آن دو سه نفری که در روزهای آخر دیده بودمشان. این مجموعه پولی بود که من در اختیار آن‌ها گذاشتم.
آیا شما طرح براندازی نظام جمهوری اسلامی را با نیروها و شخصیت‌های مذهبی یا مراجع در میان گذارده بودید؟
- نیروهایی که وجود نداشتند ، در بین مراجع فقط با واسطه با شخص آیت الله شریعتمداری ، مسأله در میان گذاشته شده بود ، البته توجه می‌کنید من مدت یک سال و خورده‌ای است که اصلاً مسافرتی به هیچ‌جا نکردم ، من جمله به قم؛ بنابراین شخصاً تماس نداشتم ، ولی [با] دو واسطه‌ای که صحبت شده بود با ایشان ، من از طریق آن دو واسطه مطلع شده بودم که این مطالب ، مسأله‌ اصل براندازی به نظر ایشان رسیده بود. در دو سه ماه قبل ، یک بار آقای حجت الاسلام مهدوی رفتند آن‌جا و صحبت کرده بودند با ایشان ، با آیت‌الله شریعتمداری و در مجموع ، برخورد آیت الله شریعتمداری بسیار برخورد محتاطانه‌ای بود ، با کل مسأله. بعد وقتی که حجت الاسلام مهدوی تشریف برده بودند به خارج ، من از حجت الاسلام آقای عبدالرضا حجازی خواستم مطلب را با حضرت آیت الله شریعتمداری در میان بگذارد و کلیات طرح را یعنی اصل کلیت طرح را با آقای حجازی در میان گذاشتم. آقای [عبدالرضا] حجازی هم با آیت الله شریعتمداری آن‌طوری که به من گفتند مسأله را در میان گذاشته است و نقل قول از آقای حجازی است که ایشان گفتند که من قبل از انجام برنامه ، کاری نمی‌توانم بکنم و بعد از انجام برنامه ، بنده خود ایشان را تأیید می‌کنم و اقدام می‌کنم. این ماجرا گذشت. مجدداً بحث دیگری با آقای حجازی شد و آقای حجازی مجدداً رفتند و دفعه‌ دوم که برگشتند گفتند که بحث همان است ولی آیت الله شریعتمداری یک مقدار زیادی ترسیدند. این ماجرا که مربوط به یک ماه و نیم قبل است ، گذشت تا مجدداً آقای مهدوی آمدند. من مجدداً به آقای مهدوی گفتم و ایشان هم در مراجعت به من گفتند که نظر ایشان همان است و اگر براندازی انجام شد ، ایشان تأیید خواهند کرد و اقدام خواهند کرد. البته یک ، دو روز بعدش ، آقای مهدوی پولی هم در حدود پانصد هزار تومان به من دادند و تنها پولی بود که به من رسید و گفتند من باب خرید منزل از آیت الله شریعتمداری گرفتم و این در مجموع رابطه‌ای بود که بود و به نظر من و به نقل قول از این دو واسطه ، چون همان‌طوری که گفتم من خودم در جریان نبودم و با ایشان صحبت نکردم. ایشان در جریان کل قضایا بودند.
آقای عباسی هم در جریان بودند؟
- آقای عباسی ، من خودم آقای عباسی را مدت یک سال و خورده‌ای است که ندیدم ، ولی استنباط من این است که بیانات این آقایان این بود که احتمالاً در جلساتی که این‌ها داشتند آقای عباسی هم حضور داشته است.

آقای عباسی در چه رابطه‌ای با آقای شریعتمداری بوده‌اند؟
- آقای عباسی داماد آیت الله شریعتمداری هستند و قاعدتاً این موضوعی که شخص آقای عباسی در جریان بوده‌اند یا نبوده‌اند را [باید] از آن دو نفر آقایان سؤال کرد ، چون آن‌ها در جریان این بودند که این‌ها در جلسه بوده‌اند و یا نبوده‌اند؛ ولی من چون خودم آقای عباسی را ندیده‌ام و خودم آیت الله شریعتمداری را ندیده‌ام ، بنابراین نمی‌توانم بگویم که این‌ها هم بوده‌اند و یا نبوده‌اند و آن آقایان روشن خواهند کرد که ایشان هم در جریان بوده‌اند و یا نبوده‌اند. به هر حال در این پایان ، وضعی که به وجود آمده و این در واقع مشکلی که برای من ایجاد شده من قبلاً هم عرض کردم که قصاصش را با نهایت میل می‌پذیرم.

آخرین جلسه‌ای که سید مهدی مهدوی با شریعتمداری داشت کی بود و این جلسه چه نتیجه‌ای داشت؟
- در حدود یک هفته قبل از دستگیری من و نتیجه‌ای که ایشان به طور مجمل گفت ، چون وقت زیادی نبود و چند دقیقه‌ای بیشتر ندیدمشان ، این بود که همان طوری که قبلاً عرض کردم ، ایشان بعد از این که اگر عملی انجام بگیرد ایشان بعد از پیروزی تأیید کامل می‌کند...
http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/433 /
تاریخ ایرانی: در روز ۱۶ آبان ۱۳۵۹ صادق قطب‌زاده رییس سابق سازمان رادیو تلویزیون پس از شرکت در یک مناظره تلویزیونی از سوی دادستانی بازداشت و راهی زندان اوین شد.

روزنامه کیهان فردای آن روز نوشت: « به دنبال پخش برنامه میزگرد شب جمعه در شبکه دوم آقایان صادق قطب‌زاده و مبلغی اسلامی به علت طرح مسائل اختلاف‌انگیز و ایجاد جو تشویش و بدبینی تحت تعقیب قرار گرفتند. به دنبال اعلام این خبر آقای صادق قطب‌زاده بعدازظهر روز جمعه به حکم لاجوردی دادستان انقلاب مرکز و توسط پاسداران دادسرای انقلاب اسلامی اوین دستگیر و به زندان اوین منتقل می‌شود و از آقای مبلغی اسلامی نیز خواسته شده تا خود را هرچه زود‌تر به دادسرای انقلاب اسلامی اوین معرفی نماید. طی تماس تلفنی خبرنگار شهری کیهان با روابط عمومی زندان اوین این اطلاعیه در اختیار کیهان قرار گرفت: به اطلاع می‌رساند آقای صادق قطب‌زاده دستگیر و تحت محافظت دادسرای انقلاب اسلامی مرکز قرار دارد و لازم است آقای محمد مبلغی اسلامی هرچه زود‌تر خود را به دادسرای انقلاب اسلامی مرکز واقع در اوین معرفی نماید. »

صادق قطب‌زاده فرزند حسین در اسفندماه ۱۳۱۴ در تهران متولد شد و تحصیلات مقدماتی را مدرسه دارالفنون گذراند. قطب‌زاده که در جوانی شاهد کودتای ۲۸ مرداد بود به جرگه حامیان مصدق و جبهه مخالفان محمدرضا شاه پهلوی پیوست. به همین دلیل بود که عرصه بر او تنگ شد و ناگزیر در سال ۱۳۳۷ راهی ایالات متحده امریکا شد تا در رشته زبان انگلیسی تحصیل کند. در آنجا بود که در جریان مراسمی که سفارت ایران در واشنگتن برگزار کرده بود بر گوش اردشیر زاهدی فرزند نخست‌وزیر دولت کودتا سیلی نواخت. به همین واسطه از امریکا اخراج و راهی کانادا شد تا مبارزات خود را در قالب انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور به صورتی جدی‌تر پی بگیرد. این فعالیت‌ها اما وی را در کانون توجه دستگاه امنیتی رژیم قرار داد آنچنان که گفتند برنامه ترور وی در پاریس پی‌ریزی شد ، نقشه‌ای که البته قطب‌زاده از آن جان سالم به در برد. سال ۱۳۴۲ در پی گسترش مخالفت‌ها با رژیم به صف هواداران امام پیوست و بعد از آن طی سفرهایی به لبنان پس از آشنایی با مبارزات و فعالیت‌های امام موسی صدر شیفته رهبر شیعیان این کشور شد و کمک به آنان را در راس فعالیت‌هایش قرار داد.

این تلاش‌ها و فعالیت‌های قطب‌زاده بر ضد رژیم از دید دستگاه امنیتی مخفی نماند که در سال ۱۳۵۳ ماموران ساواک ضمن بازداشت برادر وی و گروگان نگاه داشتن وی به مدت ۶ ماه از قطب‌زاده خواستند خود را معرفی کند ، هشداری که از سوی او مورد بی‌توجهی قرار گرفت.

در پی عزیمت امام به پاریس قطب‌زاده امکانات اقامت ایشان و همراهانش را در فرانسه فراهم کرد. ابتدا آنان را به خانه احمد غضنفرپور برد و سپس باغ نوفل‌لوشاتو را برایشان اجاره کرد. در طول دوران حضور امام در پاریس قطب‌زاده یکی از مشاوران اصلی رهبر انقلاب بود و ایشان را در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مهم همراهی می‌کرد. سرانجام در روز ۱۲ بهمن ماه قطب‌زاده با هواپیمای حامل امام خمینی که بعد‌ها « پرواز انقلاب » نام گرفت به کشور بازگشت.

با پیروزی انقلاب قطب‌زاده که به شدت مورد وثوق امام بود ، به عنوان عضو شورای انقلاب و رییس سازمان رادیو تلویزیون منصوب شد. حضور او در راس سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران انتقادات بسیاری را از طیف‌های مختلف سیاسی ، کارکنان این سازمان ، برخی از روحانیون و حتی سخنگوی دولت موقت برانگیخت. بسیاری او را به سانسور و بازگرداندن فضای اختناق متهم کردند. تا اینکه سرانجام با بالا گرفتن اعتراضات قطب‌زاده از این سمت کنار گذاشته شد.

در پی تسخیر سفارت امریکا و استعفای دولت موقت ، صادق قطب‌زاده بعد از مدت کوتاهی که ابوالحسن بنی‌صدر سمت وزارت خارجه را برعهده داشت ، جانشین وی شد. در این دوره وی به یکی از مشهور‌ترین سیاستمداران ایرانی تبدیل شد که هر روز تصویرش در رسانه‌های جهانی منتشر می‌شد. وی تلاش زیادی از یک سو برای آزادی گروگان‌های آمریکایی و از سوی دیگر برای بازگرداندن شاه به ایران انجام داد. با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره اول در همین زمان او نیز کاندیدا شد اما در رقابت با رقیب دیرینش بنی‌صدر شکست خورد.

بعد از این شکست به تدریج حضور قطب‌زاده در ساختار سیاسی کمرنگ و کمرنگ‌تر شد. تا اینکه در آبان ۵۹ حضورش در یک مناظره تلویزیونی خبرساز شد. پنج شنبه ۱۵ آبان بود که بعد از اخبار سراسری شبکه دوم برنامه‌ای با عنوان بحث آزاد درباره عملکرد رادیو تلویزیون پس از انقلاب پخش شد. مجری برنامه اعلام کرد این بحث قرار بود با شرکت کلیه مدیران صدا و سیما پس از انقلاب برگزار شود ، اما بجز آقایان قطب‌زاده و دکتر مبلغی اسلامی (قائم‌مقام وقت سرپرست سازمان که در آن زمان اداره صداوسیما را برعهده داشت) بقیه اعلام کرده‌اند به علت شرایط فوق‌العاده کشور و جنگ عراق با ایران مصلحت نمی‌دانند در این بحث شرکت کنند.

مجری برنامه در این مورد یادآور شد ، طی اطلاعیه دیگری که شبکه دوم منتشر کرده به اطلاع کسانی که در این بحث شرکت نکردند رسیده بود که اگر مسائل این بحث آزاد ربطی با مسائل جنگ پیدا کرد آن قسمت از برنامه حذف و یا کل برنامه حذف خواهد شد اما در این مورد از طرف مدیرانی که شرایط جنگ را علت عدم شرکت خود در بحث آزاد اعلام کردند پاسخی نیامد و به ناچار برنامه با شرکت صادق قطب‌زاده اولین سرپرست صداوسیمای جمهوری اسلامی و دکتر مبلغی اسلامی قائم‌مقام وقت سازمان برگزار می‌شود. در این برنامه که بیش از ۸۰ دقیقه به طول انجامید صادق قطب‌زاده و مبلغی اسلامی مسائل متفاوتی را درباره رادیو تلویزیون و امور جاری کشور برشمردند.

روزنامه کیهان در گزارشی از این برنامه نوشت: « قطب‌زاده ضمن برشمردن نارسایی‌های موجود سازمان در زمان تصدی خود و نیز در حال حاضر گفت: اعمال نظرهای شخصی و گروهی مانع اجرای برنامه خوب و مردمی از صداوسیمای جمهوری اسلامی شده است. این وضع باعث شده است که اخبار صحیح به گوش مردم نرسد و هر روز به تعداد کسانی که گوش به رادیوهای بیگانه برای کسب خبر صحیح می‌دهند افزوده شود. قطب‌زاده افزود: آنچه که در رادیو و تلویزیون می‌گذرد وضع آشفته‌ای که بر این سازمان حاکم است شبیه وضعی است که در دیگر سازمان‌ها و نهادهای کشور حاکم است. دکتر مبلغی اسلامی نیز طی سخنانی گفت بر کار این سازمان هیچ ضابطه و اصولی حکم نمی‌کند. هرچه هست گروه‌گرایی است. مبلغی اسلامی یادآور شد کسانی که بر مسند کار هستند و پست‌های مهم را اشغال کرده‌اند نه تخصص دارند و نه کارآیی و تقوا. مبلغی اسلامی در قسمت دیگری از سخنان خود به درگیری‌های اخیری که در رابطه با چند انتصاب او در سازمان پیش آمده بود ، گفت: در این سازمان عده قلیلی هر کاری دلشان می‌خواهد می‌کنند و در این رابطه به خود من و کسانی که من انتخاب کرده بودم شدیدا حمله کردند و در حضور همسرم بد‌ترین تهمت‌ها را به من زدند در حالی که اقدام من برای معرفی چند مسئول به خاطر نارسایی‌هایی که بر سازمان حاکم بود صورت گرفت ، به خاطر کم‌کاری‌هایی که در این سازمان صورت می‌گیرد و کار تولید در این سازمان به روزی حدود ۴۰ دقیقه و ماهی ۲۰ ساعت رسیده است و سرمایه عظیمی به خاطر کم‌کاری به هدر می‌رود. »

در پی پخش این برنامه انتقادی ستاد تبلیغات شورای عالی دفاع و دادستان کل کشور بیانیه‌هایی منتشر کردند. ستاد تبلیغات جنگ با انتقاد از آنچه گروه‌گرایی‌های ناشی از نبود تقوا می‌خواند ، از پیگیری پخش این برنامه از طریق مراجع قضایی کشور خبر داد. همزمان آیت‌الله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور طی بیانیه‌ای حجج‌الاسلام علی‌اکبر محتشمی‌پور و عبدالله نوری را مشترکا به سرپرستی صداوسیما و دکتر ندیمی را به عنوان سرپرست شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد. در این بیانیه آمده بود این افراد تا معرفی سرپرست از سوی قوای سه‌گانه در این سمت‌ها باقی می‌مانند.

همزمان با این بیانیه صادق قطب‌زاده بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. بازداشت قطب‌زاده سر و صدای بسیاری به پا کرد و اعتراضات گسترده‌ای را برانگیخت. در همین ارتباط مهندس مهدی بازرگان نخست‌وزیر پیشین طی یادداشتی به شدت از این اقدام انتقاد کرد. در این یادداشت که با قطعه شعر « هر دم از این باغ بری می‌رسد ، تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد » آغاز شد ، آمده بود: « بازداشت قطب‌زاده که در برخورد اول به افسانه و شایعه شباهت داشت با کمال تعجب واقعیت پیدا کرد! کاری ندارم که روش گذشته آقای قطب‌زاده چگونه بوده و مصاحبه اخیر در تلویزیون تا چه حد معقول و خالی از ایراد باشد. امر مسلم این است که برنامه زنده نبوده و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می‌توانسته است پخش نکند. اما درد بزرگ در این است که چطور گردانندگان انحصارگر ما فکر نکرده‌اند عمل آن‌ها چه اثر وحشتناکی به لحاظ احساس عدم امنیت و بی‌اعتبار کردن قانون اساسی در مردم سراپا ایمان و امید و فداکاری ایجاد می‌کند و چه قضاوتی دنیای خارج که هدف صدور انقلاب ما هستند خواهند نمود. وقتی با چنین سادگی و افتضاح یک مبارز کهنه‌کار ، عضو شورای انقلاب ، مدیرعامل رادیو تلویزیون و وزیر خارجه توقیف و توهین می‌شود دیگر چه آبرویی برای اسلام و انقلاب ایران باقی خواهد ماند؟! جدا و استرحاما از مقام رهبری انقلاب خواهان دخالت ، جبران و جلوگیری از این تجاوزات هستم. »

همزمان گروهی از مردم قم با برگزاری راهپیمایی خواستار آزادی قطب‌زاده شدند. آن شعار می‌دادند: درود هر آزاده ، بر صادق قطب‌زاده. هزاران تن از بازاریان تهران نیز با صدور بیانیه‌ای بازداشت وی را محکوم کردند. آیت‌الله سیدمرتضی پسندیده برادر امام نیز در بیانیه‌ای نوشت: « با عرض معذرت بازداشت جناب آقای قطب‌زاده که در جمهوری اسلامی ایران وزیر خارجه ، عضو شورای انقلاب و رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و از ارکان مملکت و مورد علاقه اکثریت ملت است موجب تاسف و تعجب است و استخلاص فوری و معذرت و اعاده حیثیت مشارالیه مورد تقاضا است. » آیت‌الله بهاءالدین محلاتی نیز طی تلگرامی که برای امام ارسال شده بود ، توقیف قطب‌زاده را عملی ناروا دانست و ۳۶ نماینده مجلس نیز بر اساس اصل ۳۲ قانون اساسی خواستار آزادی وی شدند. اینچنین بود که بعد از دو روز صادق قطب‌زاده از زندان آزاد شد. وی پس از آزادی به دیدار امام رفت و در پی آن در گفت‌وگو با روزنامه کیهان با اشاره به اعتراضاتی که در دوران بازداشتش صورت گرفته بود ، گفت: « مردم از شرافت آزادی ، حیثیت انقلاب اسلامی و حرمت قانون اساسی دفاع کردند. » وی با بیان اینکه در فضایی که طنین فریاد آزادی از حلقوم مردم کوچه و بازار برخیزد ، هیچ عذری برای توجیه و فرار از مسئولیت وجود ندارد و افزود: « دستور آزادی مرا امام صادر کرده است. »

هرچند بازداشت قطب‌زاده در آبان ۵۹ به دنبال اعتراضاتی که شد ، در ‌‌نهایت به آزادی وی انجامید اما این پایان کار نبود. در فروردین‌ماه ۱۳۶۱ انتشار خبر دستگیری قطب‌زاده به اتهام کودتا علیه جمهوری اسلامی و تلاش برای ترور امام خمینی ، موجی از حیرت را در محافل داخلی و خارجی پدید آورد. آنچنان که گفته شد کودتاگران با دفن مقدار زیادی مواد منفجره در اطراف منزل امام در جماران ، قصد داشتند ایشان را ترور کنند.

محمدی ری‌شهری رییس وقت دادگاه انقلاب ارتش در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: « آقای قطب‌زاده در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۱۷ به اتهام توطئه نظامی برای براندازی جمهوری اسلامی بازداشت شد. قطب‌زاده البته مدعی بود که اینجانب هرگز نخواستم که نظام جمهوری اسلامی را براندازم. اصلاً مساله براندازی نظام جمهوری اسلامی مطرح نبوده بلکه به نظر من به عکس بوده. قطب‌زاده برای کودتا یک سال و نیم فعالیت کرده بود و پس از دستگیری اعلام کرد که آماده‌ام حرف‌هایم را در مصاحبه تلویزیونی بگویم اما به شرط اینکه مرا فوراً یا اعدام کنید یا عفوم کنید. »

در جریان بازجویی‌ها درباره کودتا بود که قطب‌زاده نام آیت‌الله شریعتمداری را چند بار به میان آورد؛ آنچنان که قطب‌زاده گفته بود آیت‌الله شریعتمداری قرار بود پس از این کودتا آن را تأیید کند. موضوعی که از سوی آیت‌الله شریعتمداری رد شد. ری‌شهری در کتاب خاطرات خود درباره بازجویی از آیت‌الله شریعتمداری می‌نویسد: « ایشان حاضر نمی‌شد که در ارتباط با اتهامات خود به بازجویان رسمی پاسخ گویند البته شاید هم کمتر کسی جرات بازپرسی از او را داشت... احترام به شخصیت وی اقتضا می‌کرد که اینجانب برای تحقیق از وی به قم بروم ، از این رو به منزل ایشان رفتم و در قسمت بیرونی منزل ایشان نشستم و پیغام دادم که به این قسمت بیاید ، آمد و نشست. به ایشان گفتم آقای قطب‌زاده تصمیم داشت حرکتی را علیه جمهوری اسلامی انجام دهد شما را هم در جریان گذاشت ، آیا شما این مطلب را قبول دارید؟ آقای شریعتمداری پاسخ داد: این نسبت دروغ است من هیچ اطلاعی از این ماجرا ندارم. گفتم بسیار خوب شما همین مطلب را بنویسد که آنچه به من نسبت داده‌اند دروغ است ، در این هنگام من ورقه بازجویی را به ایشان دادم سئوال‌هایی را به تدریج به صورت کتبی مطرح کردم و ایشان پاسخ داد. »

در پی این ماجرا احمد عباسی (داماد آیت‌الله شریعتمداری) ، دکتر جواد مناقبی و مهدی مهدوی نیز بازداشت شدند. اندکی بعد آیت‌الله شریعتمداری از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مرجعیت خلع شد یا آنچنان که ری‌شهری می‌نویسد: « جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان یک وظیفه شرعی عدم صلاحیت ایشان را اعلام و غصب نابه‌حق مقام والای مرجعیت را به وسیله این آخرین نقطه امید آمریکا تذکر داد. »

صادق قطب‌زاده این بار به جرمی متهم بود که کمتر کسی برای حمایت از وی پا پیش گذاشت. نه از راهپیمایی هوادارانش در قم خبری بود و نه از بیانیه‌های چند هزار امضایی بازاریان و نه اعتراض چهره‌های سیاسی مذهبی. کارول جروم خبرنگار شبکه سی‌بی‌سی و از دوستان قطب‌زاده از پیشنهاد برخی دوستان به وی برای خروج از کشور سخن گفته است ، پیشنهادی که از سوی او رد شد. قطب‌‎زاده که خواسته بود یا فوراً اعدامش کنند یا عفو شود ، پنج ماه در زندان اوین ماند ، دادگاه او در مرداد ۶۱ تشکیل شد و بعد از ۲۰ روز محاکمه ، سرانجام از سوی محمدی ری‌شهری به اعدام محکوم و در سحرگاه روز بیست و چهارم شهریور ۱۳۶۱ حکمش به اجرا درآمد.


منابع:

آرشیو روزنامه کیهان ، آبان ۱۳۵۹
خاطره‌ها ، خاطرات محمد محمدی ری‌شهری ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مردی در آینه ، داستان انقلاب از درون؛ عشق و خیانت در ایران ، کارول جروم

------
...

ادامه در منبع لینک »

موارد مشابه بر اساس تراکم کلیدواژه
سعودی هاو تلاش برای احیای آبروی از‌دست رفته ...
irinn.ir ۱۳۹۳/۰۹/۰۲ سیاست
این روزها سیاستمداران ریاض دست به ابتکار عمل و اقدامات جدیدی می‌زنند که هدف اصلی آن را باید احیای هژمونی منطقه‌ای این کشور عنوان کرد. این تحرکات در س...ادامه مطلب»

بازداشت قطب زاده به اتهام طرح کودتا و ترور روح‌الله خمینی ...
1host2u.com ۱۳۶۱/۰۱/۱۷ تاریخ
قطب‌زاده بعد از آنکه در آبان ۱۳۵۹ با فشار مردم و روحانیون آزاد شده بود بار دیگر در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۶۱ این بار به اتهام طرح کودتا و تلاش برای قتل رو...ادامه مطلب»

کودتای ۲۸ مرداد ...
parseed.ir 19/08/1953 تاریخ
کودتای ۲۸ مرداد (به تعبیر حکومت پهلوی: رستاخیز ۲۸ مرداد) کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکز...ادامه مطلب»

بازخوانی 30 خرداد 1360؛ چرا پارتیزان‌های خلقی علیه مردم ایران دست به ا...
mashreghnews.ir ۱۳۶۰/۰۳/۳۰ تاریخ
در سه سال اول، مشکلاتی نظیر شورش‌های جدایی‌طلب، کودتا، تظاهرات خیابانی و ... باعث ناامنی در فضای داخلی کشور شده بود. یکی از گروه‌های که تا سال 1360 به...ادامه مطلب»

تاسیس حزب توده ایران...
fa.wikipedia.org 02/10/1941 تاریخ
بلافاصله پس از تبعید رضاشاه پهلوی و آزادی زندانیان سیاسی، عده‌ای از اعضای جوان‌تر «۵۳ نفر» مارکسیست مشهور، از جمله ایرج اسکندری، بزرگ علوی، عبدالحسین ...ادامه مطلب»


EOF