کشیدن خطوط تلگراف؛ زمینه‌ساز تقسیم بلوچستان

کشیدن خطوط تلگراف؛ زمینه‌ساز تقسیم بلوچستان ...
fa.wikipedia.org 17/12/1862 تاریخ

کلیدواژه ها:#Fa.wikipedia.org، #آزادی، #ارتباط، #اروپا، #استقلال، #اشغال، #افغانستان، #انقلاب، #انگلستان، #انگلیس، #انگلیسی، #ایران، #ایرانی، #این_زمان، #باب، #بریتانیا، #بلوچ، #بلوچستان، #تهران، #توافق_ایران، #تومان، #حاکمیت، #حسین_خان، #حکومت، #خان، #دامنه، #دربار، #دولت، #سرباز، #سفارت_انگلیس، #سفیر، #سند، #سپهسالار، #شاه، #شاه_ایران، #شورش، #غربی، #مردم، #مرز، #معین، #مقاومت، #موافقت، #مکران، #میرجاوه، #میرزا، #میرزا_حسین_خان_سپهسالار، #ناصرالدین_شاه، #نظامی، #هند، #هندوستان، #وزیر، #پاریس، #کرمان، #کلات، #کوهک

پس از معاهده پاریس و استقلال افغانستان ، مشکلات انگلیسی‌ها در هند ، برای چند سال ، آن‌ها را از دخالت علنی در بلوچستان بازداشت ، اما شورش هند در سال ۱۸۵۷م/ ۱۲۷۴ق انگلیسی‌ها را در تقسیم بلوچستان مصمم کرد. انقلاب هندوستان و خطری که در آن مقطع تاریخی متوجه امپراتوری بریتانیا شد ، آثار و نتایج عمیقی در ایران به جای گذاشت. از جمله مهم‌ترین این آثار ارتباط تلگرافی هندوستان با اروپا و با انگلیس و در نتیجه کشیده شدن خطوط تلگراف در ایران بود. برای ایجاد خطوط تلگرافی در بلوچستان ، مذاکرات توسط افسران انگلیسی با دولت ایران شروع شد ، اما این مذاکرات با مخالفت و مقاومت شدید در ایران مواجه شد. دولتمردان وقت ایران به هیچ عنوان نمی‌خواستند پای مأموران انگلیسی به نقاط تصرف شده ، به خصوص نواحی جنوب به ویژه در میان طوایف بلوچستان باز شود. انگلیسی‌ها سرهنگ اپستویک را برای حل این مسئله به سمت سفارت تهران برگزیدند. سرانجام امتیاز کشیدن خطوط در ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۲۷۹ ق / ۱۷ دسامبر ۱۸۶۲ م با دولت ایران به امضا رسید. در آن زمان صدارت ایران با امین‌الدوله بود که با انگلیسی‌ها رابطه صمیمانه‌ای داشت.
مأموران انگلیسی به هنگام مطالعه ، برای کشیدن خطوط تلگرافی پی بردند که کشیده شدن خطوط تلگراف زمینی در بخشی از نواحی ساحلی بلوچستان ، برای کنترل و سرانجام جدایی این نواحی مجاور ، فرصت مناسبی می‌تواند باشد. بنابراین تحقیق و بررسی از این نواحی بر عهده سر فردریک گلداسمیت گذاشته شد.
انگلیس و حفظ خطوط تلگرافی توسط سرداران بلوچ
با عبور سیم تلگراف از بلوچستان ، دولت انگلستان گلداسمیت را با چند افسر دیگر به بلوچستان فرستاد ، اما آن‌ها با مقاومت و مخالفت بلوچها مواجه شدند. افسران انگلیسی به فرماندهی گلداسمیت به این نتیجه رسیدند که تنها از طریق کنار آمدن با سران طوایف و قبایل می‌توانند بر حاکمیت خویش در بلوچستان تداوم بخشند. به همین خاطر عمدهٔ سران ، خان‌ها و سردارهای بلوچ را با دادن اسلحه و مقرری فریب دادند و به بهانه عبور خط تلگراف در هر محل تلفنخانه‌ای برپا کردند و پرچم انگلیس را بر فراز آن برافراشتند. بدین سان انگلیسی‌ها در سرتاسر بلوچستان نفوذ کردند و از طریق محدود مقرری که به سرداران بلوچ می‌دادند از آن‌ها تعهد گرفتند تا از سیم‌های تلگراف مراقبت نمایند.
در این میان عده‌ای دیگر از بلوچها که بهره‌ای نبرده بودند ، دست به تحریکات زدند ، در نتیجه سیم‌های تلگراف را قطع ، و برای مأموران انگلیسی مزاحمت ایجاد می‌کردند و بعضی از کارکنان را کشته ، برخی را اسیر نمودند. این پیشامدها سبب شد دولت انگلیس از ایران بخواهد مرز بین ایران و هند در بلوچستان تعیین شود. دولت ایران با این تقاضا موافقت ننمود. گلداسمیت بلوچها را تحریک نمود تا دوباره مبارزات خودشان را آغاز کنند. ناصرالدین شاه متوجه این خطر شد که چنانچه رضایت انگلیس را فراهم نکند ، ممکن است بلوچستان تصرف شده را از ایران مجزا نماید. در سال ۱۲۸۸ق. انگلستان عده‌ای سرباز هندی را به پنجگور فرستاد و خیال داشت تمامی بلوچستان را فتح کند. ناصرالدین شاه از این نقشه باخبر شد و با سفیر انگلیس در تهران در این باب مذاکره نمود. سفیر انگلیس اظهار کرد که اگر دولت ایران خواهان دوستی با دولت انگلیس است ، باید خطوط مرزی بلوچستان را با مرز هند تعیین نماید. ناصرالدین شاه نیز این پیشنهاد را پذیرفت. از طرف ایران وزیر خارجهمیرزا سعیدخان و آصف الدوله حاکم کرمان و چند نفر دیگر معلوم شدند. از طرف انگلستان گلداسمیت و دو افسر مهندس تعیین گردیدند ، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشد. در این جلسه قرار شد دولت انگلیس سالی سه هزار تومان جهت محافظت از تیرها و سیستم تلگرافی که در قسمت بلوچستان واقع می‌شد پرداخت نماید و تعیین مرزها به ملاحظاتی ، نامعلوم و مسکوت ماند. در این زمان انگلیسی‌ها با کاشتن تیرهای تلگراف در گوشه گوشه بلوچستان و گسترش نفوذ خود دراین سرزمین و در نهایت با تفرقه انداختن بین مردم بلوچستان کم‌کم به اهداف خود نزدیکتر شدند.
توافق ایران با انگلیس در تشکیل کمیسیون مرزی
در سال ۱۸۶۲م. در دیوار دفاعی هندوستان ، تنها منطقه‌ای که ترتیب قطعی برای آن ، مطابق نقشه انگلستان داده نشده بود ، منطقه بلوچستان بود. در آن هنگام خان کلات قسمت‌های شرقی بلوچستان را تحت اداره یا نفوذ خود داشت. انگلستان درصدد بود بلوچستان را دوباره به صورت کشوری مستقل درآورد.
اولین کمیسیون برای تعیین مرزهای شرقی ایران ، بین دولت ایران و خان کلات به حکمیت انگلستان تشکیل گردید ، انگلیسی‌ها به ظاهر نقش حکم را بازی می‌کردند اما در واقع مدعی آن‌ها بودند و مطرح نمودن خان کلات بهانه‌ای بود برای استقلال بلوچستان از ایران. بعد از شکست آقاخان محلاتی در مأموریتش برای استقلال بلوچستان ، دولت انگلیس بر آن شد که این امر را توسط یکی از خوانین مقتدر محلی و با توسعه بخشیدن قلمرو او انجام دهد. مقتدرترین و مناسب‌ترین فرد برای این منظور خان کلات بود. که انگلیس آن را تحت‌الحمایه خود کرد و بعد آن را جزء امپراتوری هند درآورد.
ایجاد روابط سیاسی بین دولت انگلیس و خان کلات باعث شد که از اغتشاشات بلوچستان جلوگیری شود و مقام حکمرانی خان کلات استحکام پیدا کند ، اما لازم بود ترتیب‌های تازه اتخاذ شود که سرحدات غربی این مملکت از تجاوزات مصون بماند و از دولت ایران که قریب بیست سال بود به سرحدات کلات تجاوز می‌کرد جلوگیری شود ، و در بین یک حد و حدودی معین گرددبهزادی:۱۲۵. زمانی که ابراهیم خان در اوایل دهه ۱۲۷۰ق. در حکومت بلوچستان مستقر شد دامنه فتوحات وی انگلستان را مضطرب کرد و به فکر چاره جویی انداختبهزادی:۱۲۸. دولت انگلیس می‌پنداشت که در صورت عدم مداخله ، ابراهیم خان تمامی حوزه حکومتی خان کلات را فتح خواهد کرد و مرزهای شرقی ایران به هند نزدیکتر می‌شود. آنان درصدد برآمدند تا با تعیین حدود رسمی بین بلوچستان و کلات از پیشروی ابراهیم خان حاکم بلوچستان به سمت سرزمین‌های غربی هند جلوگیری کنند.
با شکایات متعدد دولت انگلیس به دربار و دولت ایران ، ایران تحت سرپرستی میرزا حسین خان سپهسالار در سال ۱۸۷۱م / ۱۲۸۷ق. حاضر به تحدید رسمی مرزهای ایران و کلات با حکمیت دولت انگلیس شد. سر فردریک گلداسمیت به عنوان حکم انگلیس تعیین گردید. از طرف دولت ایران میرزا معصوم خان انصاری به عنوان رئیس کمیسیون مرزی انتخاب شد.
بر اساس موافقت‌نامه تعیین حدود مرزی کمیسیونرها ی یاد شده آزادی خواهند داشت نقشه‌ای از متصرفات ایران در بلوچستان و متصرفات خان کلات با مرزهای آن ترسیم کنند و آن را با خود به تهران بیاورند ، پس از آن مسئله با آگاهی دولت بریتانیا به گونه‌ای عادلانه تصمیم گرفته می‌شود. نماینده ایران میرزا معصوم خان در راه بازگشت به تهران به دولتمردان ایران می‌نویسد: « ... این مأمور انگلیسی]گلداسیمد [جز حمایت و تقویت خان کلات و تحصیل سند که کیج و تمپ و بلیده و مند و کوهک و اسپندار و بلکه بیشتر سرباز و دشت باهو تعلق به خان معزی الیه دارد و خیال دیگری ندارد... » .[۴۱] به طوری که از نامه میرزا معصوم خان بر می‌آید ، انگلیسی‌ها در نقشه خود قصد داشتند ، نواحی تمپ ، کیج ، بلیده ، مند ، کوهک و اسپندار و حتی نواحی سرباز و دشت باهو را از بلوچستان تحت مالکیت ایران جدا و به بلوچستان تحت تصرف انگلیس و به خاک کلات بیفزایند.
تلاش‌های میرزا معصوم خان برای قرار دادن کیج و مند در قلمرو ایران به جایی نرسید.[۴۱] ناحیه دیگر که در این زمان مورد اختلاف بین گلداسمیت و میرزا معصوم خان بود ، ناحیه کوهک و اسپندار بود.[۴۲] اما با همه تلاش‌های مأموران ایرانی در افزایش سهم ایران از بلوچستان ، دولت ایران در اوت سال ۱۸۷۱م/ جمادی الآخر ۱۲۸۸ق. پذیرفت که نقشه‌ها و یافته‌های یکجانبه گلداسمیت ، مبنای صدور رأی نهایی قرار گیرد.[۴۳]
بدین ترتیب مناطقی از بلوچستان تحت مالکیت ایران جدا و به خان کلات داده شد که حاکم بلوچستان که از دست نشاندگان حکومت ایران بود و شاه ایران از این امر ناراضی بودند. نارضایتی‌های حاکم بلوچستان و اقدام خودسرانه او برای تصرف نواحی از دست رفته ، بعد از کمیسیون مرزی اول ، سبب شد زمینه‌های تشکیل کمیسیون دوم مرزی نمایان شود.
اختلاف بر سر کوهک
هر چند دولت ایران نقشه گلداسمیت را برای تعیین حدود مرزی از خلیج گواتر تا جالق قبول نمود ، اما اختلاف بر سر کوهک و بخشی از دره ماشکید همچنان باقی‌ماند.[۴۴] حاکم بلوچستان عصبانی و ناراحت از اصل تشکیل کمیسیون و تعیین رسمی سرحدات و به محض مراجعت هیئتهای طرفین از بلوچستان خودسرانه به اشغال و تصرف کوهک پرداخت.[۴۵] با تصرف کوهک توسط حاکم بلوچستان انگلیسی‌ها درصدد زیر فشار گذاشتن دولت ایران به منظور دست کشیدن از کوهک برآمدند.
وزیر مختار انگلیس در تهران ، طی نامه‌ای به وزارت خارجه ایران ، تقاضا کرده بود که با توجه به پذیرفتن نقشه گلداسمیت توسط دولت ایران ، مسئله کوهک حل و فصل شود.[۴۶] با ادامه کنترل کوهک و اسپندک توسط دولت ایران ، مأموران انگلیسی به فکر افتادند این مناطق را از دست ایران خارج نمایند.[۴۷]
کمیسیون مرزی دوم
به دنبال تعیین حدود و علامت‌گذاری بخش اول از مرزهای مکران (بلوچستان امروزی) ، در سال۱۲۹۰ق. تامسن وزیر مختار انگلیس ، طی نامه‌ای به ایران خواستار تعیین حدود مرزی ایران و کلات از جالق تا ملک سیاه کوه شد.[۴۸] یکی از مهم‌ترین عواملی که سبب شد انگلیسی‌ها دو سال بعد از کمیسیون مرزی اول ، تقاضای تشکیل کمیسیون دیگری بنمایند ، بدون شک ترس آن‌ها از تصرف قسمت‌هایی بود که تعیین حدود نشده بود. ترس انگلیسی‌ها از آن بود که با تصرف کوهک توسط حاکم مکران امکان داشت کوهک و نواحی اطراف آن در قلمرو ایران داخل گردد. انگلیسی‌ها بعد از تصرف کوهک توسط ابراهیم خان به تلاش‌های خود برای استرداد این ناحیه به خان کلات ادامه دادند.
در نامه‌ای که سفیر انگلیس به دولتمردان ایران نوشته بود ، به خط مرزی گلداسمیت استناد نموده بود. طبق این نقشه ، جالق و کله گان حدود مرزی ایران را تشکیل می‌دادند. در ادامه تقاضا کرده بود که خط مرزی از جالق الی کوه ملک سیاه در زمستان آینده تعیین شود.[۴۸] اما دولت ایران نواحی کوهک و ماشکید را متعلق به خود می‌دانست و با این طرح مرزی جدید انگلیس مخالف بودند.
بعد از آنکه سفارت انگلیس با اصرار دولت ایران ، بر تعلق کوهک و ماشکید مواجه شد.[۴۸] و در این مورد با دولت ایران به نتیجه نرسید ، دولت هند بریتانیا نیروهایی در سال ۱۳۱۲ق/ ۱۸۹۴ م در پنجگور در نزدیکی ایران مستقر کرد و در واقع می‌خواست ، از راه تهدید نظامی دولت ایران را وادار به قبول درخواستهای خود بنماید[۴۹] ابتدا به دلیل اهمیت استراتژیکی ، شاه حاضر به واگذاری ماشکید نشد ، در نتیجه تعیین حدود مرزی منتفی شد. بعد از مخالفت سردارهای بلوچ ، شاه دستور تشکیل هیئتی برای تعیین حدود مرزی از جالق تا کوه ملک سیاه را صادر کرد.
با حل این اختلاف ، تحدید و علامت مرزی در ۲۴ مارس ۱۸۹۶ م / ۹ شوال ۱۳۱۳ ق پایان یافت و موافقت نامه‌ای به امضا رسید در نتیجه کار این کمیسیون ، حاکمیت ایران بر مناطق چون کوهک ، کناربست ، اسفندک ، و غرب رود ماشکید که از مدت‌ها قبل در مالکیت ایران بودند ، تأیید شد ، ولی بخش عمده‌ای از ناحیه ماشکید و از آن مهمتر ناحیه میرجاوه و شهر آن و نقاط استراتژیک این منطقه از ایران جدا شد.[۵۰]
با جدایی این مناطق از مکران (بلوچستان امروزی) تحت مالکیت ایران علاوه بر اینکه دیوار دفاعی هندوستان کامل شد ، مقاصد سیاسی انگلیس و بهره‌برداری درازمدت استعمارگران را نیز برای سالیان دراز تأمین کرد.
--- ---
...

ادامه در منبع لینک »

موارد مشابه بر اساس تراکم کلیدواژه
جدا شدن بحرین از ایران...
1host2u.com ۱۳۵۰/۰۵/۲۳ تاریخ
جدا شدن بحرین از ایران پس از گذشت سال‌ها اشغالگری آل‌خلیفه و بریتانیا، در روز ۲۲ مرداد ۱۳۵۰ در زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی و با چشم‌پوشی وی از حاکمیت...ادامه مطلب»

امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه ...
parseed.ir 05/08/1906 تاریخ
جنبش مشروطه، جنبش مشروطه‌خواهی یا جنبش مشروطیت، مجموعه کوشش‌ها و رویدادهایی در نظر و عمل است که برای مشروط کردن قدرتِ حاکمیت، تاسیسِ آزادی و حکومتِ قا...ادامه مطلب»

لغو امتیاز تنباکو ...
fa.wikipedia.org 06/01/1892 تاریخ
ناصرالدین شاه در پنجم جمادی‌الثانی ۱۳۰۹ در دستخطی به امین‌السلطان لغو کامل امتیاز تنباکو را اعلام کرد قیام تنباکو، قیام تحریم تنباکو، جنبش تحریم تنبا...ادامه مطلب»

کودتای ۲۸ مرداد ...
parseed.ir 19/08/1953 تاریخ
کودتای ۲۸ مرداد (به تعبیر حکومت پهلوی: رستاخیز ۲۸ مرداد) کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکز...ادامه مطلب»

سعودی هاو تلاش برای احیای آبروی از‌دست رفته ...
irinn.ir ۱۳۹۳/۰۹/۰۲ سیاست
این روزها سیاستمداران ریاض دست به ابتکار عمل و اقدامات جدیدی می‌زنند که هدف اصلی آن را باید احیای هژمونی منطقه‌ای این کشور عنوان کرد. این تحرکات در س...ادامه مطلب»


EOF